زمان! به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... وعشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست.....
امروز با تمام وجودم حس کردم میونه مردم شهر خودم غریبم ، امروز با تمام وجود خوردم کردن ، منو شکستن ! می فهمی ؟ ! امروز با همه ی بدیهاش گذشت ولی هر ثانیه آرزو کردم کاش بمیرم و دیگه نباشم اما بازم دارم می نویسم و بازم زندم چرا نمی دونم ؟! تو رو خدا برام دعا کنید که اگه قراره بیشتر از این خار باشم بهتره نباشم!!!
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/30 به قلـــــم «امیــن» | لينك ثابت
|
گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي......با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد گفتمش تصويري از ليلي و مجنون را بکش.........عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن..........در بيابان بلا تصويري از سقا کشيد گفتمش سختي و درد و آه گشته حاصلم.........گريه کرد آهی کشيد و زينب کبري کشيد « ولادت فرخنده و با سعادت حضرت علي و روز پدر مبارک باد »
نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26 به قلـــــم «امیــن» | لينك ثابت
|